مهم‌ترين نمونه‌ٴ آثار عربي كتاب مايحتاج‌الطبيب من علم الفلك تأليف عدنان عين‌زربي‌است‌. عنوان كتاب آثار گوناگون امروزي را به‌ياد مي‌آورد، از قبيل آنچه بايد يك پزشك درباره‌ٴ اشعه‌ٴ ايكس بداند.
عقايد مربوط به احكام نجوم كه در آثار لاتيني و عربي توصيف شده در اصل يكسان بود و شباهت آنها به اصول محدود نمي‌شد، بلكه اغلب جزئيات را هم دربر مي‌گرفت‌. برعكس‌، احكام نجوم نيرومندي كه به طب چيني راه يافت از نوع كاملاً جداگانه‌اي بود. احكام نجوم عرب‌ و لاتيني و چيني هيچ وجه مشتركي نداشت‌، جز فرض‌هاي اساسي مربوط به وجود رابطه و تطابق ميان عالم اكبر و عالم اصغر. اخترگويان و پزشكان چيني بر اين مبنا بناي عظيمي از پيچيدگي بي‌نهايت و تقارن خيال‌انگيز برافراشتند. مثلاً آثار ليو وان ـ سو و چانگ تسوـ هو را ببينيد.
اين امر كه خطاهاي مشابهي ــ ولو مستقل و مختلف ــ در شرق و غرب رشد كرد بسيار درخور توجه است‌. روح انسان تشنه‌ٴ معرفت است‌، و اگر معرفت درستي در دسترس نباشد، ممكن است هوس‌هاي آدمي به‌آساني بر عقلش چيره شود. آن هوس‌ها در هيچ‌جا نيرومندتر و وحشتناك‌تر از زمينه‌ٴ طب نبود، چون‌، مگر نه اين است كه تندرستي آرزوي هر كسي است و عدم‌ يا فقدان آن بزرگ‌ترين بدبختي است‌؟ هم‌چنين‌، اين امر نشان مي‌دهد كه چرا هميشه كار پزشك‌نمايان شياد رونق داشته است و تا وقتي كه بيماري‌هاي مزمن و بي‌درمان وجود داشته‌ باشد وضع بدين منوال خواهد بود. هم‌چنان‌كه‌، در ملاحظه‌هاي مقدماتي خاطرنشان شد (قسمت 45)، طب تقريباً تا زمان ما به‌صورت يك فن باقي ماند. فقدان معلومات علمي كه‌ داراي خصلت واقعاً عيني‌، قابل اعتماد، و انتقال‌پذير باشد، موجب نوعي خلاٴ شد كه راه هر نوع‌ دانش هماهنگ‌، موجه و ظاهراً كارآمد را به عرصه‌ٴ اجتماع مي‌گشود. آيا احكام نجوم در پزشكي‌ كاري از پيش مي‌برد؟ البته كه چنين بود، بخشي به خاطرِ آن كه غالباً در هر حال بي‌ضرر بود (در بسياري موارد فقط موجب تعويق مداخله‌ٴ پزشك مي‌شد)، و قسمتي بدان جهت كه اغلب با آزمايش‌هاي باليني و عقل سليم تعديل مي‌شد.
از اين گذشته‌، چه كسي مي‌توانست ثابت كند احكام نجوم (اخترگويي‌) بر خطاست‌؟ در صورت وقوع حادثه كدام آسان‌تر بود: پزشك را گناه‌كار دانست‌، بيمار را، يا اجل را؟
 هر پزشك قرون وسطايي‌، نوعي اخترگو هم بود، ولي برخي‌شان معلومات اصيلي درباره‌ٴ احكام نجوم داشتند، حال آن كه برخي ديگر تنها به معلومات دست دوم اكتفا مي‌كردند، به‌صورت دستورالعمل‌هايي كم‌وبيش كوركورانه از آن پيروي مي‌شد. از لحاظ روزگار آنان فرق‌ ميان اين دو عظيم بود، ولي از آن جا كه امروز مي‌دانيم آنها مبتني بر ارزش‌هاي غلطي بودند، درخور اعتنايشان نمي‌دانيم‌. پزشكان بزرگ عصر مورد بحث ما بزرگ بودند، نه به‌خاطر